![]() |
![]() |
|
| ........ شاد بودن هنر است ....... شاد کردن هنری والا تر ....... |
|
خانمها در طول روز ۳۰۰۰ کلمه بیشتر از آقایان حرف می زنند - روزنامه خبر جنوب
..... پ.ن : خیلی خوب حالا |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 16:2 توسط نگیــن شیــــراز |
|
|
یاد باد آنکه ســـــــــــــــر کوی تو ام منــزل بود
دیده را روشنی از خاک درت حاصــــــــل بــود راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک بــــــر زبان بـــود مرا آنچـــــه تو را در دل بـــود دل چو از پیر خرد نقل معـــــانی مــــــــی کرد عشق میگفت به شرح آنچه بر او مشکل بود آه از این جور و تطاول که در این دامگـه است آه از آن سوز و نیازی که در آن محفــــــل بود در دلم بود که بی دوســـــــــت نباشم هرگز چه توان کرد ؟ که سعـی من و دل باطل بود دوش با یاد حریفــــان به خرابات شــــــــدم خم می دیدم خـــــون در دل و پا در گل بود بس بگشتم کـه بپرسم سبب درد فــــراق مُفتی عقـل در این مسئـله لایعقـــــل بود راستی خاتـــــــــــــــم فیروزه بو اسحاقی خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافـــــــــظ که ز سرپنجه شاهین قضا غافـــــــل بود ......... پ.ن : دلم نمی اومد پست قبلی رو بردارم ... همینطور سیل هدایا بود که از جانب شما عزیزان میرسید و منو شرمنده می کرد ... امّا خوب ... شما مثل همیشه بزرگواری کنید و اجازه بدید که این پست رو بخاطر دل خودم بذارم ... ...... پ.ن : نفس نفس اگـــــــــر از باد نشنـــوم بویت زمان زمان کنم از غم چو گل گریبان چاک اگر تـــــــــو زخم زنی به که دیگری مرهم وگر تو زهر دهــــی به که دیگـــری تریاک
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 12:34 توسط نگیــن شیــــراز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
عجب رسمیه ... رســـم زمـونه .. قصـه ی برگ و ... باد خزونــــه ... میرن آدما ... از اونا فقط ... خاطره هاشون ... به جا می مونه .....
|
|
RSS
|